علي بن حسين انصارى شيرازى

41

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

بياشامند درد معده را ساكن كند و عصاره وى تر باشد با ميپختج بياميزند و در گوش چكانند درد گوش ساكن كند و چون با سركه و روغن گل بر سر كنند درد ساكن كند و چون با ميپختج پزند و بر ورمهاى گرم كه در چشم و رحم و مقعد و انثيين ضماد كنند نرم گرداند و چون بميپختج بياشامند اخلاط بگدازاند و شربتى از وى يك درم بود اما مضر بود به انثيين و مصلح وى عسل بود و بدل وى فراسيون و به وزن آن لبان و كروبا به وزن آن با بونج و به نيم وزن آن ورق انجير صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اكليل الملك بكسر همزه آن را اصابع الملك و ملكا و بيونانى هالينوطس و به فارسى گياه قيصر گويند و بهندى پرنك نامند به لاتين MELILOTUS OFFICINALIS اكتمكت صاحب منهاج گويد چوبى است هندى و همو گويد بندق هندى است و گويند اطموط بود و اين قولهاى صاحب منهاج همه سهو است و خطا و قول صاحب جامع در آنجا معتبر بود كه آن را حجر العناب و حجر السرو و حجر الولاده خوانند و بيونانى اناطيطس و معنى آن اسم سنگى است كه زائيدن آسان مىكند مؤلف گويد مانند حجرى بود به مقدار جوزبوا تيره‌رنگ بود و چون بجنبانند مغزى در اندرون وى بجنبد و بغايت املس و صلب بود و دشوارشكن باشد چنانچه پندارى كه سنگى است و سبك بود و چون بشكنند مغزى سفيد تلخ‌طعم در اندرون وى بود و به شكل شاه‌بلوط بود و به زبان شيرازى گند ابليس خوانند يعنى خصيه ابليس منفعت وى آنست كه زنان آبستن و مجموع حيوانات چون در شيب ايشان نهند آسان بزايند و اگر در صرهء به بندند و بر ران زن آبستن بندند زود بزايد و از خواص وى آنست كه چون در اديم بندند و بر ساق چپ بندند آسان بزايند و اگر سحق كنند با شير زنان و پشم را بدان بيالايند و زنى كه عاقره باشد به خود بگيرد بفرمان خداى تعالى آبستن گردد و ابن مؤلف گويد روغن مغز وى درد زهار و خصيهء كودكان را نافع بود و شريف در خواص آورده است كه چون در دست گيرند و با كسى مخاصمه كنند غالب آيند و اگر بر درختى بندند كه برمىاندازد ديگر برنيندازد و ابن ماسويه گويد بدل آن فاوانيا است و گفته‌اند كه اكتمكت چوبى است كه بيخ او را در اول شب پائيز مىكنند مانند پنير تر است و چون شب برابر قطب نهند سخت مىشود مانند سنگ و اگر در تازگى بر دست بمالند فى الحال سوراخ كند و چون سخت شود هركه را شب‌كورى باشد بشير دختران بسايند و در چشم كشند نافع بود و اگر بر گردن اسب بندند هيچ اسب در دويدن از او نتواند گذشت صاحب مخزن الادويه مىنويسد : اكتمكت بفتح همزه و كسر كاف و سكون تا و فتح ميم و كسر كاف عوام فارس خايه ابليس نامند و درخت آن را در كنار مزارع مىنشانند به جهت آنكه بواسطهء خار زياد از ورود جانوران جلوگيرى مىكند و بهندى آن را كرنجوه و كرنج و ساگرگهوله نامند و آن ثمر خارناك درختى پرخار است ثمر آن شبيه بغلاف دستهء انبه و پرخار و در جوف آن دو يا سه دانه مثلثىشكل است . . . السنته العصافير لسان العصافير است و در لام گفته شود الوج نوعى از نبات مخلصه است و بشيرازى كارزسيك خوانند و در مخلصه گفته شود الط نمام است و نماما و نمام الملك نيز گويند و هرقوليون و آن سيسنبر است و بپارسى سه سنبل گويند و در سين گفته شود اليه بپارسى دنبه گويند طبيعت وى گرم و تر است ديرهضم شود و غذا بد دهد گرمتر و غليظتر از پيه بود نافع بود جهت عصبىهاى كوفت‌خورده چون بدان ضماد كنند و ابن ماسويه گويد مفسد معده بود و محلل اورام صلب و مصلح وى زنجبيل و فلفل و دارچينى و مرد بود بعد از خوردن وى جوارشات خوردن نافع بود